تبليغاتX
لا اله الا الله ... محمد رسول الله

لا اله الا الله ... محمد رسول الله

 

                        سورة الرحمن

        بسم الله الرحمن الرحيم

الرَّحْمَنُ ﴿1﴾ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿2﴾ خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿3﴾ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ﴿4﴾ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ﴿5﴾ وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ ﴿6﴾ وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ ﴿7﴾ أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ ﴿8﴾ وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ ﴿9﴾ وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿10﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿11﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿12﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿13﴾ خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ ﴿14﴾ وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ ﴿15﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿16﴾‏ رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ﴿17﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿18﴾ مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ ﴿19﴾ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ ﴿20﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿21﴾ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ ﴿22﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿23﴾ وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ ﴿24﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿25﴾ كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ ﴿26﴾ وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿27﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿28﴾ يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ﴿29﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿30﴾ سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلَانِ ﴿31﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿32﴾ يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ﴿33﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿34﴾ يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ ﴿35﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿36﴾ فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ ﴿37﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿38﴾ فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ ﴿39﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿40﴾‏ يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ ﴿41﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿42﴾ هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ﴿43﴾ يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ ﴿44﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿45﴾ وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ ﴿46﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿47﴾ ذَوَاتَا أَفْنَانٍ ﴿48﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿49﴾ فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ ﴿50﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿51﴾ فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ ﴿52﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿53﴾ مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ ﴿54﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿55﴾ فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿56﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿57﴾ كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ ﴿58﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿59﴾ هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ ﴿60﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿61﴾ وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ ﴿62﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿63﴾ مُدْهَامَّتَانِ ﴿64﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿65﴾ فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ ﴿66﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿67﴾‏ فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ ﴿68﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿69﴾ فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ ﴿70﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿71﴾ حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ ﴿72﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿73﴾ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿74﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿75﴾ مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ ﴿76﴾ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿77﴾ تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿78﴾

الرحمن

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

خداوند رحمان، (1)

قرآن را تعليم فرمود، (2)

انسان را آفريد، (3)

و به او «بيان‏» را آموخت. (4)

خورشيد و ماه با حساب منظمى مى‏گردند، (5)

و گياه و درخت براى او سجده مى‏كنند! (6)

و آسمان را برافراشت، و ميزان و قانون (در آن) گذاشت، (7)

تا در ميزان طغيان نكنيد (و از مسير عدالت منحرف نشويد)، (8)

و وزن را بر اساس عدل برپا داريد و ميزان را كم نگذاريد! (9)

زمين را براى خلايق آفريد، (10)

كه در آن ميوه‏ها و نخلهاى پرشكوفه است، (11)

و دانه‏هايى كه همراه با ساقه و برگى است كه بصورت كاه درمى‏آيد، و گياهان خوشبو! (12)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مى‏كنيد (شما اى گروه جن و انس)؟! (13)

انسان را از گل خشكيده‏اى همچون سفال آفريد، (14)

و جن را از شعله‏هاى مختلط و متحرك آتش خلق كرد! (15)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (16)

او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است! (17)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (18)

دو درياى مختلف (شور و شيرين، گرم و سرد) را در كنار هم قرار داد، در حالى كه با هم تماس دارند; (19)

در ميان آن دو برزخى است كه يكى بر ديگرى غلبه نمى‏كند (و به هم نمى‏آميزند)! (20)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (21)

از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج مى‏شود. (22)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (23)

و براى اوست كشتيهاى ساخته شده كه در دريا به حركت درمى‏آيند و همچون كوهى هستند! (24)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (25)

همه كسانى كه روى آن ( زمين) هستند فانى مى‏شوند، (26)

و تنها ذات ذوالجلال و گرامى پروردگارت باقى مى‏ماند! (27)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (28)

تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از او تقاضا مى‏كنند، و او هر روز در شان و كارى است! (29)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (30)

بزودى به حساب شما مى‏پردازيم اى دو گروه انس و جن! (31)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (32)

اى گروه جن و انس! اگر مى‏توانيد از مرزهاى آسمانها و زمين بگذريد، پس بگذريد، ولى هرگز نمى‏توانيد، مگر با نيرويى (فوق العاده)! (33)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (34)

شعله‏هايى از آتش بى‏دود، و دودهايى متراكم بر شما فرستاده مى‏شود; و نمى‏توانيد از كسى يارى بطلبيد! (35)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (36)

در آن هنگام كه آسمان شكافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد (حوادث هولناكى رخ مى‏دهد كه تاب تحمل آن را نخواهيد داشت)! (37)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (38)

در آن روز هيچ كس از انس و جن از گناهش سؤال نمى‏شود (و همه چيز روشن است)! (39)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (40)

مجرمان از چهره‏هايشان شناخته مى‏شوند; و آنگاه آنها را از موهاى پيش سر، و پاهايشان مى‏گيرند (و به دوزخ مى‏افكنند)! (41)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (42)

اين همان دوزخى است كه مجرمان آن را انكار مى‏كردند! (43)

امروز در ميان آن و آب سوزان در رفت و آمدند! (44)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (45)

و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتى است! (46)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (47)

(آن دو باغ بهشتى) داراى انواع نعمتها و درختان پرطراوت است! (48)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (49)

در آنها دو چشمه هميشه جارى است! (50)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (51)

در آن دو، از هر ميوه‏اى دو نوع وجود دارد (هر يك از ديگرى بهتر)! (52)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (53)

اين در حالى است كه آنها بر فرشهايى تكيه كرده‏اند با آسترهائى از ديبا و ابريشم، و ميوه‏هاى رسيده آن دو باغ بهشتى در دسترس است! (54)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (55)

در آن باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران خود عشق نمى‏ورزند; و هيچ انس و جن پيش از اينها با آنان تماس نگرفته است. (56)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (57)

آنها همچون ياقوت و مرجانند! (58)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (59)

آيا جزاى نيكى جز نيكى است؟! (60)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (61)

و پايين تر از آنها، دو باغ بهشتى ديگر است. (62)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (63)

هر دو خرم و سرسبزند! (64)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (65)

در آنها دو چشمه جوشنده است! (66)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (67)

در آنها ميوه‏هاى فراوان و درخت خرما و انار است! (68)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (69)

و در آن باغهاى بهشتى زنانى نيكو خلق و زيبايند! (70)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (71)

حوريانى كه در خيمه‏هاى بهشتى مستورند! (72)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (73)

هيچ انس و جن پيش از ايشان با آنها تماس نگرفته (و دوشيزه‏اند)! (74)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (75)

اين در حالى است كه بهشتيان بر تختهايى تكيه زده‏اند كه با بهترين و زيباترين پارچه‏هاى سبزرنگ پوشانده شده است. (76)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (77)

پربركت و زوال‏ناپذير است نام پروردگار صاحب جلال و بزرگوار تو! (78)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالله  | 

 

إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ  حج آیه ۳۸

قطعا خداوند از کسانى که ایمان آورده اند دفاع مى کند، زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالله  | 

آیا قدرت رد کردن دارید؟

 

  أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا  نساء﴿ 82 ﴾ جزء 5 آیا در[ معانى ]قرآن نمى اندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیارى مى یافتند.

 وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِيعًا أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَن لَّوْ يَشَاء اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا وَلاَ يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ  رعد ﴿ 31 ﴾ جزء 13 و اگر قرآنى بود که کوهها بدان روان مى شد، یا زمین بدان قطعه قطعه مى گردید، یا مردگان بدان به سخن درمى آمدند[ باز هم در آنان اثر نمى کرد ].نه چنین است ، بلکه همه امور بستگى به خدا دارد .آیا کسانى که ایمان آورده اند، ندانسته اند که اگر خدا مى خواست قطعا تمام مردم را به راه مى آورد؟ و کسانى که کافر شده اند پیوسته به[ سزاى ]آنچه کرده اند مصیبت کوبنده اى به آنان مى رسد یا نزدیک خانه هایشان فرود مى آید، تا وعده خدا فرا رسد .آرى ، خدا وعده[ خود را ]خلاف نمى کند.

  وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا  اسراء ﴿ 46 ﴾ جزء 15 و بر دلهایشان پوششها مى نهیم تا آن را نفهمند و در گوشهایشان سنگینى[ قرار مى دهیم ]و چون در قرآن پروردگار خود را به یگانگى یاد کنى با نفرت پشت مى کنند

قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا

اسراء  ﴿ 88 ﴾ جزء 15 بگو> :اگر انس و جن گرد آیند تا نظیر این قرآن را بیاورند، مانند آن را نخواهند آورد، هر چند برخى از آنها پشتیبان برخى[ دیگر ]باشند.
اسراء : وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا ﴿ 89 ﴾ جزء 15 و به راستى در این قرآن از هر گونه مثلى ، گوناگون آوردیم ، ولى بیشتر مردم جز سر انکار ندارند. 

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلَا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ سبا   ﴿ 31 ﴾ جزء 22 و کسانى که کافر شدند گفتند> :نه به این قرآن و نه به آن[ توراتى ]که پیش از آن است هرگز ایمان نخواهیم آورد <.و اى کاش بیدادگران را هنگامى که در پیشگاه پروردگارشان بازداشت شده اند مى دیدى[ که چگونه ]برخى از آنان با برخى[ دیگر جدل و ]گفتگو مى کنند، کسانى که زیردست بودند به کسانى که[ ریاست و ]برترى داشتند، مى گویند> :اگر شما نبودید قطعا ما مومن بودیم.

 وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ  فصلت  ﴿ 26 ﴾ جزء 24 و کسانى که کافر شدند گفتند> :به این قرآن گوش مدهید و سخن لغو در آن اندازید، شاید شما پیروز شوید

وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ   فصلت  ﴿ 44 ﴾ جزء 24 و اگر[ این کتاب را ]قرآنى غیر عربى گردانیده بودیم ، قطعا مى گفتند> :چرا آیه هاى آن روشن بیان نشده ؟ کتابى غیر عربى و[ مخاطب آن ]عرب زبان ؟ <بگو>:این[ کتاب ]براى کسانى که ایمان آورده اند رهنمود و درمانى است ، و کسانى که ایمان نمى آورند در گوشهایشان سنگینى است و قرآن برایشان نامفهوم است ، و[ گویى ]آنان را از جایى دور ندا مى دهند!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالله  | 

سـتـارگـان

 

فـاصـلـه سـتـارگان

«به فواصل ستارگان سوگند ياد می کنم ــ سوگندی که وقتی فواصل را دانستيد سوگند بسيار بسيار بزرگی خواهد بود ــ که اين قرآن قرآنِ پرباری است».

(اگر «لا» بر سر فعل اُقـسِمُ برای نفی باشد شايد به اين خاطر باشد کـه ستارگان در آن جائی که ما آنها را می بينيم نيستند بلکه بر اثر کج شدن مسير نور تحت تأثير نيروی جاذبه، ما آنها را در جای ديگری می بينيم. و هـمينطور به اين خاطر که برخی از ستارگانی که آنها را می بينيم فعلاً وجود ندارند بلکه هزاران و ميليونها سال پيش مرده اند و ما فقط نور آنـهـا را می بينيم. ولی «لا» ظاهـرا حرف تأکيد است).

نکات آيات: 1ــ فواصل ميان ستارگان سرسام آور است. 2ــ روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را  خواهد دانست. 3ــ قرآن کتاب پرباری است.

1ــ فواصل ميان ستارگان سرسام آور است:

در زمان محمد انسان می دانسته که ستارگان خيلی از ما دور هستند. ولی اينکه فـاصله آنها بسيار بسيار زياد است (يعنی سرسام آور است) طبعاً کسی چيزی نمی دانسته است. (بسيار بسيار بزرگ بودن سوگند در آيه، بمعنی: بسيار بسيار دور بودن ستاره ها است).

ـــــ  فاصله خورشـيد تا نزديکترين ستاره تقـريباً 4 سال و 4 ماه نوری است. يعنی نور که 300000 کيلو متر در ثانيه ميرود، 4 سال و4 ماه طول ميکشد تا به آن ستاره برسد.

ـــــ سيروس کـه يکـی از نزديکترين ستاره ها به خورشيد است 8،7 سال نوری دور است. نوری که ما از آن می بينيم تقريباً 9 سال پيش آن ستاره را ترک کرده است.

مواقع نجوم بمعنی فاصله ستاره ها نسبت به همدیگر نیز هست. چنانکه در تصویر میبینیم ما آنها را نزدیک بهم می بینیم، در حالیکه اینطور نیستند. بلکه فاصله های سرسام آوری از هم دارند.

2ــ روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را  خواهد دانست:

فعلاً انسان  فواصل ستارگان را اندازه گيری می کند و آنها را می داند.

3ــ قرآن کتاب پرباری است:

تا اينجا بخشی از پرباری آنرا ديديم و در ادامه بيشتر خواهيم ديد.

شليک شدن يا شليک کردن ستاره

 

« وآسمان نزديک (نزديکترين آسمان) را با ستارگان آراسته نموديم و همينطور آنها را شليکی به شيطانها قرار داديم».

نکات آيه:

1ـــ آسمانی که می بينيم آسمان نزديک به ما است:

در عـلـم نـجـوم زمان محمد سـتـارگـانی کـه بـا چـشـم ديـده می شدند نهايت مرز هستی بودند. در حاليکه قرآن ستارگانی که می بينيم را در آسمان نزديک به ما قرار می دهد. و اين به معنی است که هـسـتی خـيلی فـراتـر از آنچه کـه ما آنـرا با چشم می بينيم هست. و اين نيز چيزی است که امروزه در عصر تـلـسکـوپ درستی آن به اثبات رسيده است.

2ـــ ستارگان به شيطانها شليک می شوند:

در رابـطـه با شيطانهای مورد نظر آيه ما فعلاً چيزی نمی دانيم ولی در رابطه با اينکه آيـه می گويد: ستارگان  شليک می شوند" درست است. انسان فعلاً با تلسکوپ عکسهائی از ستارگان گرفـته که: منفجر و شليک می شوند، يا در بخشی از آنها انفجاری رخ می دهد و توده های گاز و مواد مذاب ديگر از آنها شليک می شوند.

سال 1987 ستاره شناسان انفجار يک ستاره در يکی از کهکشانها را مشاهده کردند (تصوير). اين ستاره  170000سال پيش منفجر شده. تصويری که می بينيم نيز مربوط به وضعيت آن در چند سال پس از انفجار آن است.

سقوط ستاره در چاله

 

« سوگند به ستاره وقتيکه از بالا به گودال فرو می افتد (يا فرو می ريزد)». 

«هَوی» فعل گذشته از مصدر هُوِیّ است. «هُویّ»: بمعنی: فرو افتادن يا فرو ريختن از بالای زمين يا از روی زمين به درون زمين است. يعنی افتادن به درون گودال و چاله و چاه و غيره. («خُرُور» بمعنی: فرو افتادن با سر يا پيشانی است ـ «حَطّ» بمعنی: فرود آمدن يا فرود آوردن يا فرو نهادن است (مانند فرود آمدن هواپيما و پرنده) ـ «هُبُوط» بمعنی: دچار اشکال و ايراد شدن و از بالا به زمين فرو افتادن يا سرنگون شدن است. برخی اشتباهاً از اين واژه برای فرود آمدن هواپيما استفاده می کنند. برای بيان فرود آمدن هواپيما ميايست از جمله از واژه حَطّ استفاده شود) ـ « سقوط» بمعنی: فرو افتادن چيز بدرد نخور يا چيزِ بحال خود رها و ول  می شود است. مانند: سرنگون شدن يک رژيم بدرد نخور يا ميوه خراب شده ـ نزول بمعنی: پائين آمدن است ـ و اِنهيار بمعنی: فرو ريختن ناشی از پوکی است).

نکته آيه "فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره در چاله" است:

وقـتی ستاره ای خيلی بزرگ باشد، (بيش از 100000 برابر زمين باشد) نيروی جاذبه و فـشار در ستاره نوترونی آنقـدر زياد می شود که نـوترونها تحت فـشـار خرد می شوند و ماده در هم می شود و به چاله تبديل می شوند. (نوترون ذره بدون بار الکتريکی است که جرم آن تقريباً مساوی پروتون است و در کليه هـسته های اتمی بجز هسته هيدروژن وجود دارد).

چاله ها چنان نيروی جاذبه قـوی دارند که حتی نور نـيـز نمی تواند آنهـا را ترک کند. به اين خاطر ديده نمی شوند و چاله سـياه ناميده شده اند، (آدم می تواند آنها را هنگامی که گاز مارپيچ (به شکل تصوير) به درون آنها سقوط می کند آنها را ببيند. چون گاز هنگامی که داغ می شود تشعشعات پردرخشش زيادی از خود ايجاد می کند). اين چاله ها ستارگان اطراف را به طرف خود می مکند یا می بلعند و در خود فـرو می برند. و به اين شکل به تعبير قـرآن ستاره در چاله سقوط می کند.

(علت اينکه قرآن «مکيده شدن یا بلعیده شدن ستاره توسـط چاله سـياه» را «فرو افتادن ستاره در گودال» تعبير کرده اين است که سمت فرو افتادن (يعنی سمت پائين) سمت کشش نيروی جاذبه است، و سمتی که ستاره توسط نيرویِ جاذبه چاله سياه کشيده می شود نيز همان سمت پائين می شود. به اين دليل «مکيده شدن ستاره» توسط چاله سياه را «فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره  در چاله» ناميده است).

مخفی های پاک کننده فضا

«سوگند یاد می کنم به آنکه در هم شکسته و پنهان می شود ـــ آنکه سطح را پاک میکند».

«خُنُوس» بمعنی: پنهان شدن (ناپديد شدن) ناشی از خواری يا شکست يا در هم شکستن يا احساس کوچکی در برابر کسی است. («اِختفاء» بمعنی: پنهان شدن بمعنی ناشناخته بودن جای چيزی است ـ «غَيب» بمعنی: پنهان شدن از دسترس ديدِ چشم ـ «غُرُوب» بمعنی: پنهان شدن از ديد در دوردست است ـ « تواری (توارا)» بمعنی: پنهان شدن ناشی از شرم نمودن است ـ و «اُفُول» بمعنی: آغاز به پنهان شدن نمودن است).

«کَنس»: بمعنی رُفتن و جارو نمودن است، و کُنَّس بمعنی چيزی است زياد می روبد و جارو می کند.

 

«خُنّس» چيزی است که درهم شکسته و پنهان می شود. و آنچه در هم شکسته و پنهان می شود و پيرامون خود را جارو میکند (می مکد) ستاره هائی هستند که در هم شکسته ميشوند و به سياه چاله تبديل می شوند و پيش از اين نيز به آنها پرداختيم. این چاله ها با بلعیدن یا مکیدن هر آنچه از نزدیکیهای آنها رد بشود (چنانکه در آيه مطرح شده) با جارو نمودن آنها، سطح فضا را پاک می کنند.

(در زبان علمی هم پاک کننده نامیده میشوند.  Super giant vacuum cleanes )

ستارگان نیز تابع قانون هستند

«همینطور ستارگان نیز به فرمان او تابع قوانین هستند».

در زمان پيامبر کسی نمی دانست که ستارگان نیز تابع قوانین طبیعت هستند. ستارگان نیز مدار دارند، نیروی جاذبه دارند، متولد می شوند و می میرند. و این از علوم عصر ما است.

صدای تک تک ستاره

« سوگند به فضا و به آنچه تک تک می کند ـــ چه می دانی آنچه تک تک می کند چیست؟ ــــ آن ستاره پر درخشش است».

انسان به کمک رادیو تلسکوپ می تواند صدای منقطع: بیب.. بیب.. و تک.. تک.. بشوند که صدای امواج آمده از ستارگان هستند. صدای تک.. تک.. مربوط به ستاره های پر درخشش یا در مرحله پر درخشش است یعنی همان چیزی که قرآن گفته است.

در بخش قیامت نیز در رابطه با ستارگان مطلب هست

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالله  | 

هـسـتـی

 

آغـاز هـسـتـی

« و فضا را، ما آنرا با نيروی ويژه بنا کرديم، و اين ما هستيم که پیوسته آنرا گسترش می دهيم»!

«سماء»: چیزیکه در بالا قرار دارد (بالای سر قرار دارد)، و به بالای هر چیزی سماءِ آن گفته می شود (و به پائین آن زمین آن).

 ابتدا به درخت که بالای سر قرار دارد سماء گفته شده و بعد به گیاه تعمیم داده شده، و شاید به خاطر اینکه گیاه بالای زمین قرار دارد به آن سماء گفته شده است. سماء در برابر ارض (زمین) مؤنث است و مذکر هم بکار میرود. سماء هم مفرد و هم جمع هر دو می آید و جمع آن سماوات است. سمائی که بمعنی باران است مذکر میآید.

سماء در آیه بمعنی فضاء آمده است و می تواند مجاز باشد، که  بمعنی "محتوای فضا" خواهد بود و میتواند بمعنی خود فضا باشد، که در این صورت به این معنی خواهد بود که گسترش فضا و گسترش محتوای آن با هم هستند و فضا بدون محتوای آن وجود ندارد.

نکات آيه:

1ـــ فضا پيوسته در گسترش است:

وقتی منبع نور به طیف نور نزدیک می شود امواج نور آن بهم فشرده می شوند و خطوط سیاه در طيف به طـرف رنگ آبـی جابجا می شود. و وقتی منبع نور از طیف نور دور می شود خطوط سياه در طيف به طرف رنگ قـرمز جابجا می شوند.

وقتی انسان از طـيـف نور سـتارگان کهـکشانها تصوير می گيرد و آنها را با هم مـقايسه می کند، می بيند که خطوط طيفی آنها در نظام تجزيه طيفی در جائيکه می بايست باشند نيستند، بـلـکـه بـه سمت خط قـرمـز طيف جابجا شده اند. معنی اين جابجائی اين است که ستارگان پيوسته از ما دور می شوند و اين به اين معنی است که کهکشانها پيوسته از ما دور می شوند. و اين به اين معنی می شود که فـضا (يعنی جهان) پـيوسته در حال گسترش است. یعنی همان چیزی که آیه گفته است.

2ـــ فضا با نيروی ويژه بنا شده است:

"پيوسته در گسترش بودن هستی" به اين معنی است که هر چه رو به عقب برمی گرديم نتيجه اين می شـود کـه کـهکـشانها به هم نزديک و نزديک تر میشوند. تا اينکه بالاخره هـمه جرم و انرژی موجود در جهان در يک نقطه به هم می رسند. و نتيجه اين می شود که همه جرم و انرژی موجود در هستی در ابتدا در يک نقطه مـتمـرکز بوده و ضمن يک انـفجار به هر سو پخش و پراکنده شده و جهان کـنونی مـا شکـل گـرفـته است. زمان آن انفجار حدوداً 18 ميليارد سال پيش تخمين زده می شود.

پس از پخش و پراکنده شدن جرم و انرژی اولـيه با نيرو (يا بعبارتی با انفجار)، هـر يک از سـيارات و خورشـيـدهـا نـيـز بنوبه خود با نيرو متولد می شوند. به اين شکل که ابتدا نيروی جـاذبـه آغـاز به جـذب مـواد و عـناصر بدور خود می کند و رفـته رفـته سياره يا خورشيد بزرگ و بزرگ تر می شود و شکـل می گيرد.

پـايـان هـسـتی

« روزی که فـضا را مانند پيچاندن طومار نوشتار پيچانده و جمع کنيم، آنرا به همان ترتيبِ آغازِ آفرينشِ خود باز خواهيم گردانيد».

نکات آیه:

1ــ فضا (هستی) مانند پيچيده و جمع شدن طومار نوشتار پيچيده و جمع خواهند شد:

در آينده ( که زمان دقيق آن معلوم نيست ولی ميلياردها سال تخمين زده میشود) کهکشانها آغاز به پيچيدنِ طومار گونه به دور خود و بلعيدن اجرام و انرژی خود خواهـند نمود، و بعد نيز همديگـر را خواهند بلعيد، و در نهايت همه در يک نقطه بلعـيده و جمع و متمرکز خواهند شد.

2ـــ هستی در آغاز خود در يک جا جمع و متمرکز بوده است:

"پيچاندن و جمع نمودن هـستی و برگردان آن به وضعيت آغازين خود"  که آيه از آن صحبت میکند، به اين معنی است که جهان (يعنی: همه جرم و انرژی آن) در ابتدا در يک نقـطه جمع و متمرکـز بوده است. و اين چيزی است که انسان در قـرن بيستم يعنی 1400 سال بعد از گفـته قـرآن به آن رسيده است.

3ــ شکل هستی:

"به هـم جمع شـدن دوباره هـستی" به اين معنی هست که جهان مانند يک بادکنک می ماند که کهکشانها در سطح آن قـرار دارنـد. در صورتی که بشکل ديگر می بود برنمی گشت. مثلاً اگر مسطح می بود تا ابـد به گسترش خود ادامه می داد. (البته در صورت برگشت قانونمند. و گر نه با اراده خداوند به هر حالتی که باشد برمی گردد).

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالله  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالله  | 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالله  | 

جهان اسلام

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالله  |